چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
من دست کم روزی یک بار با آغوش کاملا گشوده می نشینم و می گویم : آغوش من برای پذیرفتن همه خیر و خوشی و فراوانی کائنات گشوده است .و این به من احساس گسترش می بخشد. کائنات تنها آن چیزی را می تواند به من ببخشد که در هشیاری من است و من همواره می توانم هشیاری وسیعتری برای خود بیافرینم . هشیاری مانند خزانه ای کیهانی است . هرگاه از تلفن خود استفاده می کنم ، با محبت آن را متبرک می کنم و اغلب به تاکید می گویم که تلفن من تنها برایم ثروت و ابزار محبت می آورد. با صندوق پستی خود نیز چنین می کنم و هر روز لبریز از پول و انواع و افسام نامه های مهرآمیز از جانب دوستان و مراجعان و خوانندگانی است که در دوردستها کتابم را خوانده اند . از دریافت قبضها و صورت حساب ها هم به وجد می آیم و از شرکتها و سازمانهایی که به من اعتماد کرده اند و این پول را به آنها خواهم پرداخت ، سپاسگذاری خواهم کرد . زنگ خانه و آستانه در را متبرک می کنم و می دانم که تنها خیر وخوشی به خانه ام می آید . انتظار دارم که زندگیم نیکو و شادمان باشد و چنین نیز هست. 

