چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
در این فصل به
خواننده آموزش داده می شود که زندگی یک بازی قاعده مند بیشتر نیست. قاعده بازی : پرورش قوه تخیل است ، "کسی
که به قوه تخیل خود آموخته باشد که تنها نیکی را تصویر کند و ببیند ، خواهد توانست
به همه مرادهای بحق دلش برسد خواه سلامت ، خواه ثروت ،خواه محبت ، خواه بیان کامل
نفس، ویا هر آرمان بزرگ دیگری که باشد" اگر شما فیلم راز را دیده باشید حتما این موضوع برای شما روشن
تر است ؛ که چیزی که شما غالبا
تصور می کنید برای شما اتفاق می افتد. بیایید به زندگی واقعی خودمون نگاه کنیم ، دقیقا به اون
چیزهایی که داریم ، آیا شما با این نظر موافق هستید که چیزهایی که توی زندگی شما
هست دقیقا همان چیزهایی است که شما در گذشته به اونها زیاد فکر می کردید یادتون
باشه که گفتم فکر می کردید یا تصور . برای خود من خیلی اتفاق افتاده که دقیقا به همون چیزهایی که
فکر می کردم رسیدم و چیز جالب اینکه به چیزی که با اشتیاق بیشتری فکر می کردم
زودتر رسیدم . "هر آنچیزی که احساسش کنید به
واقعیت می پیوندد" "بخواهید
تا به شما داده شود،بطلبید تا برآورده شود ،بکوبید تا برای شما باز کرده خواهد
شد."
پس با کلام خود برای خود یک لانه ساخته بود.ذهن نیمه هشیار،حس شوخ طبعی ندارد؛ومردم اغلب با شوخی هایشان تجربه هایی ناخوشایند برای خود می آفرینند.
زندگی بازی بزرگ دادو ستد است زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد.یعنی هر
آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت؛و هرچه
بدهد باز خواهد گرفت.


