چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
از دست دادن ....! اگر انسان چیزی را از دست بدهد ، نشان می دهد که درذهن نیمه هشیار او اعتقاد به از دست دادن وجود دارد ، به محض اینکه انسان این اعتقاد کاذب را از ذهن نیمه هشیار خود بزداید، آنچه را که از دست داده است یا همسنگ و معادل آن را به دست خواهد آورد. مثلا روزی زنی مداد نقره اش را گم کرد هرچه جستجو کرد نتوانست آن را پیدا بکند اما از دست دادن را نفی کرد و با تاکید گفت : در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد . پس من نمی توانم آن مداد را از دست بدهم .همان مداد یا همسنگ آن را بدست خواهم آورد. چند هفته ای گذشت تا اینکه روزی دوستی که مداد طلای زیبایی را با زنجیر به گردن آویخته بود ، به او رو کرد و پرسید : این مداد را می خواهی ؟ آن را از مغازه تیفانی خریده ام و پنجاه دلار بابت آن پرداخته ام .....! زن که حیران از کار خدا ، حتی فراموش کرده بود از دوستش تشکر کند گفت : خدایا ، به راستی که تو خیلی مهربانی . منظورت این است که آن مداد نقره در شان من نبود! انسان چیزی را از دست می دهد که حق الهی او نباشد و یا آنقدر که باید و شاید عالی نباشد در ذهن الهی از دست دادن وجود ندارد . پس محال است چیزی را که حق من است آن را باز خواهم ستاند. خرد لایتناهی هرگز دیر نمی کند و راه باز گرداندن را می داند.
از دست بدهم.آنچه از دست داده ام به من باز گردانده خواهد شد ، معادل یا همسنگ


