چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
من حربه ها و راه ها و چاره هایی دارم که تو نمی شناسی . زیرا خدا معجزات خود را به شیوه هایی اسرار آمیز به انجام می رساند. مشکل بیشتر مردم این است که می خواهند پیشاپیش راهها و چاره ها را بدانند. می خواهند به عقل کل بگویند چگونه دعایشان را مستجاب کند. برای خرد لایتناهی تکلیف تعیین می کنند که از کدام راه خواسته آنها را برآورد . از این رو قادر مطلق را در بند قید و حدود می گذارندو به ان یگانه قدوس اهانت می کنند. عیسی مسیح گفت : "آنچه در عبادت طلب می کنید یقین بدانید که آن را یافته اید و به شما عطا خواهد شد." چشمداشت طفلی کوچک را داشته باشید تا دعاهایتان مستجاب شوند.کودک با امیدی شاد و معصومانه در انتظار اسباب بازی شب عیدش می ماند مثلا پسرکی که طبلی خواسته است ، از اندوه آنکه سرانجام طبل را می گیرد یا نه ، شب را بیدار نمی ماند. به بستر می رود و بی درنگ می خوابد . صبح هنگام نیز آماده روز خوشی که در پیش دارد از بستر بیرون می پرد و باشگفتی به آنچه در پیش دارد می نگرد. اما بزرگسال عاجز از حل مساله خود زجر می کشد و چه شبها که خواب به چشمش نمی آید .البته به جای طبل پولی حسابی خواسته است .هیچ راهی نیز برای پیدا کردن ان - مخصوصا به موقع پیدا کردنش - به ذهنش خطور نمی کند.البته می گوید که به خدا ایمان کامل دارد.آما آنچه واقعا می خواهد ، این است که بداند چگونه و از چه راه خواسته اش براورده خواهد شد . پاسخ این است : من حربه هایی دارم که تو نمی شناسی . راههای من حکیمانه اند و چاره هایم مطمئن . طریق خود را به خداوند بسپار و به او توکل کن که آن را انجام خواهد داد .

