تبليغاتX
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

How To Play With Life

 

شمش طلا

 

رفیق می بینم که فقیری !

بیا این طلا را بگیر و بفروش تا سراسر عمرت غرق ثروت باشی!

فقیر از این خوش اقبالی به وجد آمد و شمش را گرفت و به خانه رفت!

بی درنگ کاری یافت و چنان ثروتمند شد که هرگز طلا را نفروخت .سالها گذشت و او که مردی منمول شده بود روزی در راهی به مردی فقیر برخورد و گفت :

بیا رفیق من این طلا را به تو می دهم تا سراسر عمر غرق ثروت باشی.

مرد مسکین طلا را گرفت و نگاهی به آن انداخت و گفت : اما این که برنجی بیش نیست !

 

 

مرد با احساس دولتمندی و با این اندیشه که آن قطعه فلز طلا است غنی شد.

 

موهبتی که خداوند به شما می دهد را قدر بدانید ......

نترسید و به خدا ایمان داشته باشید ........ .

طلای درون خود را پیدا بکنید ..... .

نوشته شده در بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت توسط aliakbar| |