تبليغاتX
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

How To Play With Life

 

blessing

 

    این مهمترین لحظه در زندگی شماست و اون هم لحظه ای است که بایستی همه را ببخشید

     

    بله درست است بخشش .......

     

    بی گمان در زندگی خیل از ماها آدمهایی وجود دارند که برای ما ایجاد دغدغه هایی کرده اند و شاید شمایی که این مطلب را می خوانید نیز از این قاعده مستثنی نباشید پیش خودتون فکر کنید در

    لحظه ای که آنها برای شما مسایلی را بوجود آوردند چقدر از فکر شما مشغول جنگ و دعوا با اونا شده تو خیال خودتون حتی شاید اونا رو تا دم مرگ هم کشوندید یا حتی با یک چاقو ....... .

     

    خوب این همه فکر و خیال چه فایده ای داشت . اما ما یک روش دیگه به شما می گیم یه فن جدید که بوروسلی هم شکست می خوره و شما پیروز میدان می شید

     

    توی همین وبلاگ صحبت از قانون تموج شد آگه نخوندید باید بگم که خوب برید بخونید..... سمت راست

     

    خلاصه این قانون اینکه شما مرکز یک میدان مغناطیسی هستید و همانجور که همه می دونیم امواج این مرکز مغناطیسی همان فکر های ماست خوب وقتی شما در حال دعوا یا جنگ توی ذهنتون هستید در حقیقت دارید یک سری امواج منفی ارسال می کنید و بدلیل اینکه همیشه این امواج در نزدیکی شما که خودتون قرار دارید دارای قدرت بیشتری هستند تا آدمهای دیگه پس ضرر شما از این تفکرات به مراتب بیشتر است .

    ولی وقتی که دیگران را می بخشید سریعا این موج عوض می شه و تبدیل می شه به یک موج مثبت و کی حالا بیشتر سود می بره ...... .

    در مدیتیشن یک مطلب جالب خواندم و اون این بود که ما ادمها درمقابل چشمانمون یک شیشه یا یک پرده است که هر بار کینه ای به دل می گیریم روی این شیشه یک لک می افته و شیشه را تار می کنه خوب شیشه تار است که بجای دیدن خوبیها ، سفیدیها همه جا را تار می بیند به همه گیر می ده فکر می کنه که همه دارند حقش را می خورند و ........

     

    بزارید یک داستان از کتاب چهار اثر را بگم :

     

    داستان در مورد زنی است که در یک تئاتر مشغول به کار بوده و در یک نمایشنامه بسیار موفق می شود اما بدلیل حسادت اطرافیان از تئاتر اخراج می شه

    بعد از اخراجش از دست کسی که باعث اصلی اخراجش می شه بسیار ناراحت می شود که حتی مریضی سختی می گیره اما بعد از چندی به جای ناله و نفرین به جان آن آدم شروع می کنه به بخشیدن آن آدم و برای اون آرزوی خیر می کنه تا حدی که یک شب بطور کامل اون آدم را می بخشد و به آرامشی عمیق دست می یابد بعد از اون شب بود که مریضی اش رفته رفته بهبود می یابد

     

    من خودم این عمل را به واقع امتحان کردم و نتیجه شگفت انگیزی از آن دیدم . بنا به دلایلی با یکی از دوستان به مشکل مالی برخوردم واقعا شبها تو خیالم هر بلای که بگید سرش می آوردم و اعصابم از دستش کاملا بهم ریخته بود ، من داستان همین زن را در کتاب خواندم و دقیقا بعد از خواندن آن کتاب را بستم و برای آن دوستم از خداوند طلب خیر کردم و او را بخشیدم .بله او را بخشیدم اولش خیلی سخت بود اما آرام آرام با تکرار کلمات بهتر شد .... خوب فرداش ظهر دوست دیگری از طرف اون به من زنگ زد و شب هم خودش بهم زنگ زد و به من پیشنهاد یک کار خوب داد که هنوز هم مشغولم ......

     

    حالا می فهمم امام علی علیه السلام چرا می گوید :

    " در عفو لذتی است که در انتقام نیست"

     

    خدایا شکرت ....

     

     

نوشته شده در نهم بهمن 1386ساعت توسط aliakbar| |