چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
همه روابط من هماهنگ است گویی که زندگی سراسر روابط است . با همه چیز رابطه داریم حتی با این صفحه اینترنتی و با من که این مطالب را برای شما می نویسم . روابطی که با اشیاء و غذا ها و وسایل حمل و نقل و مردم دارید ، جملگی بازتاب رابطه ای است که با خود دارید . رابطه ای که با خود دارید به شدت تحت تاثیر روابطی است که در کودکی با بزرگسالان پیرامون خود داشتید . شیوه ای که آنها نسبت به شما واکنش نشان می دادند . - خواه منفی خواه مثبت- معمولا همان شیوه ای است که ما نسبت به خود واکنش نشان می دهیم . لحظه ای به واژه هایی بیاندیشید که هنگام سرزنش به خود می گویید .آیا این واژه ها همانهایی نیستند که پدر یا مادر شما نسبت به شما بکار می برند یا می بردند؟ مطمئنم که هنگام تحسین خود نیز از همان واژه ها استفاده می کنید پدرو مادرتان را سرزنش نمی کنم زیرا که ما قربانی قربانیان هستیم ...!!! یک متخصص تولد دوباره می گوید که هر رابطه مهم ما بازتاب رابطه ای است که با یکی از والدین خود داشته ایم . روابط ، بازتاب خود ما هستند . آنچه به سوی خود می کشانیم همواره نمایانگر ویژگیهای ما یا باورهای است که درباره روابط داریم این در مورد رئیس ، همکار و دوست و فرزند و همسر هم صدق می کند .آنچه که در این اشخاص دوست ندارید ، کارهایی است که خود می کنید یا دوست نداشتید که می کردید ، یا چیزی است که به آن اعتقاد دارید. اگر صفات یا شیوه رفتار آنها به طریقی مکمل زندگی شما نمی بود، نمی توانستید آنها را به سوی خود جذب کنید یا به زندگی خود فرا خوانید . لحظه ای به یکی از اشخاص زندگیتان بیندیشید که شما را می آزارد. سه ویژ گی این شخص را که مورد پسند شما نیست و دوست دارید عوض شوند توصیف کنید . به ژرفای درون خویش بنگرید و از خود بپرسید : در کدام موارد من به او شباهت دارم و چه وقت همان کاها را می کنم ؟ آن گاه از خود بپرسید : که می خواهی عوض بشوی ؟ هرگاه این الگوها و عادتها و باورها را از اندیشه و رفتار خود بزدایید ، یا آنها عوض می شوند یا از زندگیتان بیرون خواهند رفت . اگر ریسی دارید که همیشه انتقاد می کند و جلب رضایت او محال به نظر می رسد ، به درون خود بنگرید .یا در یکی از سطوح ، خودتان همان کار را می کنید یا اعتقاد دارید که : رییسها همیشه ایراد می گیرند و نمی توان رضایتشان را جلب کرد. اگر کارمندی دارید که مطیع نیست و دستورات شما را رعایت نمی کند ، بنگرید که خودتان همان کار را کجا می کنید و مشکل خود را حل کنید . اخراج کارمند بسیار آسان است ، اما الگوی ذهنی شما را پاک نمی کند . اگر همکاری دارید که همکاری نمی کند و کار گروهی را نمی پذیرد ببینید که خودتان همان کار را کجا نمی کند . اگر دوستی دارید که نمی توان به او تکیه کرد و شما را تحقیر می کند ، به درون خود بنگرید . در کدام موارد زندگی نمی توان به شما تکیه کرد و در چه مواقعی دیگران را تحقیر می کنید ! و یا این اعتقاد تنها راه عوض کردن دیگران این است که نخست خود ما عوض شویم . الگوهای خود را عوض کنید تا ببینید که آنها - دیگران - نیز متفاوت شده اند . من توی محیط کارم با یکی از همکارانم مشکل داشتم، وقتی به شرکت رسیدم همکارم عوض شده بود . راحت تر با هاش برخورد کردم ، البته هنوز باید کار کنم ولی خیلی بهتر شده و حتما بهتر تر هم می شه ..... در لایتناهای حیات - آنجا که ساکنم - همه چیز عالی و تمام عیار است و من با هر کس که می شناسم در هماهنگی و توازن زندگی می کنم . شفای زندگی لوییز هی 
می کنید و مشکل خود را حل کنید . اخراج کارمند بسیار ساده است اما الگوی ذهنی شما را عوض
شما ست ؟
این مطلب را در اتوبوس وقتی از یک ماموریت به شرکت بر می گشتم خوندم و همونجا کاغذی برداشتم و موارد اختلاف خودم را با همکارم نوشتم و گفتم می خوام این ها عوض بشود ، جالب این بود که من هم در مواردی دقیقا همان رفتار را داشتم خودم رو کنکاش که کردم دیدم بله من هم همان کارها را کردم ....![]()
![]()
![]()


