چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
بعد مثبت و بعد منفی : واقعا به این مطلب دارم اعتقاد پیدا می کنم که اون چیزی که واقعا بخواهید برای شما رخ خواهد داد یا آن را بدست می آورید چند وقتی بود با اینکه دایما افکار مثبت را مرور می کنم و کتابهای خوبی را هم مطالعه می کردم خوب به وبلاگ دوستان هم سرمی زدم و مطالب عالی اون ها را می خوندم اما به دلیل یک مشاجره در یک شرکت دایما افکار منفی به من هجوم می آورد - واقعا حس می کردم ، افکار منفی هجوم می آوردند . توی این تلاش و تکاپو واقعا خواستم که یک راه نجاتی برای من باز شود کار من اینطوریست که باشرکت های مختلفی در ارتباطم و در یکی از این شرکتها یک دوستی بود که خیلی رابطه خوبی هم داشتیم یک روز که کار من در این شرکت به طول انجامید ، قرار شد ناهار را با هم بخوریم ، سر ناهار دوست من شروع کرد به صحبت از یک نوع درمان روحی خاص به نام فرادرمانی توضیح اینکه در این نوع از درمان روحی شما می بایست ساعتی خاص از روز را با هماهنگی دوستان با تجربه تر به مراقبه بپردازید خیلی جالب بود وقتی این دوست به من گفت که این چیز هایی که الان به تو می گم شاید بنا به یک دلیل خاص دارم به تو می گم که خودم هم نمیدونم شاید اصلا آمدن من به این شرکت برای این بود که این مطالب را به تو بگم .... راست می گفت : من این را می خواستم که اون سر راه من قرار بگیرد ومن می خواستم که اون درمان را به من یاد بدهد ... اولین شبی که من این کار را شروع کردم قرار بود که سعی کنم بدون هیچگونه فشار خاصی فکر و ذهنم را به جسم و تنم مشغول کنم ، اما مگه می شد اینقدر درگیر تنش با مشکلم شدم که خیلی سخت بود که به جسمم فقط فکر کنم توی تکاپو با مشکلات بود که ناگاه این فکر از درون ذهنم گذر کرد : به این نتیجه رسیدم که مهم نیست که چه پیش می آید مهم این است که خداوند راضی باشد خیلی از جوون های این مرز و بوم متاسفانه بیشتر هم پسر ها نا امید هستند و همش به فکر آینده مبهم هستند خوب شما با فکری که من به اون رسیدم یا شاید در خودم پیدا کردم چقدر موافقید ....؟ خوب بگذریم من جلسات مراقبه را باشور و هیجان انجام می دادم و واقعا تاثیر عالی داشت . اما تفکرات منفی هنوز وجود داشت و هنوز هم بعضی مواقع البته کمتر با خودم و مشکلاتم درگیر بود ... تا اینکه یک بار دیگر دوست مورد نظر را دیدم و این بار هم خودش لب به سخن گشود .... "خوب فکر نکن وقتی تو مشغول خودسازی هستی و به قولی بعد مثبت را فعال تر می کنی ، بعد منفی یا همان شیطان بیکار می نشیند و کاری نمی کند ، بلکه بعد منفی فعالیت و تلاش خود را چندین برابر می کند " مثلا وقتی بعد منفی می بیند که شما نماز یا روزه یا قرآن یا کتاب مقدس یا مطالب عالی می خوانید اون بیکار نمی شیند و دایم به شما تلقین منفی می کند ، ناامیدی ها را بیشتر می کند کسی که از این مطلب بی خبر باشد از بعد منفی شکست می خورد !!! شما خیلی از آدمها را دیده اید که قرآن می خوانند ویا کتاب مقدس به این آیه هم می رسند که : خداوند برای شما کافی است ... خوب وقتی چنین کلمه استثنایی به شما بگویند شما دیگر باید غمی داشته باشید ؟ اما خیلی ها هستند که با این که این جمله را می شنونند ، می خوانند ولی تفکر نمی کنند و باز هم ناامید و مایوس هستند بازهم اسیر هستند و شکست خورده دوستان عزیز یادتون باشه وقتی شما به سمت مثبت می روید ، منفی ها بیکار نمی شینند و می خواهند شما را به سمت خود بکشند و حتی شما را از مکان اول هم نزدیکتر کنند به نظر من بهتر است با تفکر و ایمان واقعی و با صبر و از همه مهمتر با سپردن بارها به خدا و رها کردن خود در دریای رحمت الهی در مقابل هجوم بعد منفی ایمن شویم ..... موفق باشید .... تقدیم به تمام دوستای خوبم که گهکاه ناامید می شوند ....
![]()
![]()


