تبليغاتX
چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین

How To Play With Life

 

 

فلورانس اسکاول شین  عضو کلیسای متحد بود

 من می خوام امروز همه شما دوستان عزیزی که این مطلب را می خوانید  را به عضویت این کلیساس متحد در بیاورم ....

 در این کلیسا یا مسجد یا دیر یا هر مکان مقدس دیگری که شما فکر کنید البته به کلمه متحد خوب بایستی دقت کنید

انسانها گوناگون از هر دین و مذهبی وجود دارند و در کنار همدیگر به جستجوی حقیقت می پردازند .....

 مهمترین خصوصیت این انسانهای جویای حقیقت  ، حس پاک و خالی از غرور آنهاست که به تو به من و به هر انسان دیگری

به چشم یک حقیقت ، یک راه برای رسیدن به حقیقت نگاه می کنند

 آنها به درون تو و من ،  نگاه می کنند و اسیر ظواهر نمی شوند

نمی گویند چون من مسیحیم از تو که دین دیگری داری برترم

نمی گویند چون من مسلمانم از تو که دین دیگری داری برترم

نمی گویند ........

 

بلکه به درون می نگرند

 

می گویند تو خود به چه حقیقتی رسیدی

تو را می شنوند و ساکت و آرام و کنجکاو تو را کاوش می کنند

که تو به کدامین حقیقت دست یافته ای ......

 

 

نمی گویند چون من اشو هستم پس تو بایستی ساکت باشی

می گویند چون من اشو هستم هو شیاری ام برای شنیدن بیشتر شده است ....

می گویند چون من اسکاول شین هستم آماده ام برای درک مطلبی جدید .....

 

تو و من می توانیم در این کلیسا همین لحظه عضو شویم .....

می توانیم دنیا را از چشم دیگران ببینیم تا بار دیگر متولد شویم

 

 

اسلام ، مسیحیت ، یهودیت ، بودایی ، کلیمی و هر دین دیگه ای که داشته باشی توی این کلیسا باید رها کنی و بار دیگر

در حالی که چون یک کودک پاک هستی دوباره ایمان بیاوری

 

البته ایمانی که از درون بجوشد نه ایمانی که مادر یا پدر گفته باشند که این ایمان کمرنگ است .....

 

تو و من در این کلیسا ابتدا خویشتن را می شوییم با آبی مقدس که فراموش کنیم ...همه چیز را حتی خدا را .....

 

و دوباره متولد می شوی ...

 

حال می بایست حرکت کنی .... اما این بار مادر خود ، هستی ، جستجو می کنی

 

یک بودایی می شوی و همراه با استاد خویش بر فراز سخره ای بزرگ به تمرکز ،  ساعتها از خویشتن دور می شوی

از وی یاد می گیری که بایستی ساعتها از خویشتن رها شوی .... یاد می گیری که چیزی در این هیاهوی  چین  است که

تو باید به آن تمرکز کنی

 

با زرتشت در کنار آتش می نشینی و یاد می گیری که می بایست تمام بدیها را سوزاند و نیکی کرد و رفتار و کردار و گفتار نیک

داشته باشی ....

 

با مسیح می نشینی ...

تا در کلامش روحت زنده شود یاد می گیری که بایستی در را کوبید بایستی درخواست کرد .....

 

با موسی می نشینی ....

یاد می گیری که بایستی ایمانی قوی داشته باشی و به خدا رجوع کنی تا دیگر اسیر فرعون درون خویش نشوی ....

دل به گوساله ظاهر نبندی .....

 

 و دل به خانه پاکیها بدهی ....

 

 

و با محمد آنکه به کوه رفت و در غار درونش نور دید  همراه شوی

 آنکه در دل تاریکیهای جهان چراغی روشن کرد

آنکه یاد گرفت که تسلیم خدا شود ..... همراه می شوی

 

نسبت تو دیگر به هیچ دینی بر نمی گردد ....

تو با همه ادیان هستی با هرکس که کلامی روشن در درون داشته باشد زندگی خواهی کرد ....

 تو عضو کلیسا   نه نه نه    تو عضو انسانهای متحد هستی .....

 

 از نو متولد شو ....

موفق باشید .

نوشته شده در بیست و هشتم مرداد 1387ساعت توسط aliakbar| |

 

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

هرکجا هست خدایا تو سلامت دارش

میلاد منجی مبارک...

نوشته شده در بیست و هفتم مرداد 1387ساعت توسط aliakbar| |