چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
وقتی بار اول کتاب اسکاول شین را خواندم یه کم شک کردم به نویسنده البته این شک نه به محتوی کتاب بلکه به اینکه خواسته های آدمی به سرعت تحقق پیدا کند بود.... چرا ؟ مثلا شما کتاب را که می خوانید تعجب می کنید ! که خانم اسکاول شین می گه : خانمی مشکلی داشت و نزد من آمد من نیز دعایی برای وی کردم و مشکل شخص ظرف مدت کوتاهی برطرف شد ....! شخصی که سالها بود دچار مشکل بود با یک کلمه تاکیدی درمان شد ! برای قلان شخص که چندین ماه بود دنبال کار می گشت با تکرار و تمرکز ذهنی تونست به کار مورد علاقه اش برسد یا خیلی دیگر از این موارد ..... خلاصه همینطور که کتاب رو می خوندم به این شک داشتم که خواسته های آدمی اینقدر سریع شکل بگیرند ... اما یه چند وقتی که کتاب را پیوسته می خواندم چیز های خوبی رخ داد ... مثلا من با تعدادی از همکاران سابقم دچار مشکل شده بودم و از آنها حسابی کینه به دل گرفته بودم یه شب یادم می آد واقعا عصبانی بودم که ا شروع کردم به خواندن کتاب.... خیلی از مواقع شده که من مثل دیوان حافظ کتاب را باز می کنم و فصلی از آن را می خوانم درون شب هم همین کار را کردم و فصل بخشش آمد ... اسکاول شین توی این فصل صحبت از زنی می کند که با اینکه خیلی خوب تئاتر بازی می کند اما بدلیل کار شکنی یکی از همکارانش از کار اخراج می شود اون زن از آن شخص کینه به دل می گیرد و همین کینه با عث می شود که دچار یک بیماری نا علاج شود هر چه سعی می کند نمی تواند مریضی اش راخوب کند چون کینه از آن مرد سراسر وچودش را در برگرفته بود با صحبت با یک معلم معرفت در می یابد که علت اصلی مریضی اش همان کینه است شروع می کند با خودش کار کردن و در یک شب که تا صبح بیدار بوده و مشغول عبادت بالاخره می تواند آن شخص را ببخشد و جالب اینکه مریضی اش نیز پس از چندی خوب می شود این داستان را که خواندم من نیز همکاران سابقم را بخشیدم و به قول اسکاول شین من دیگران را می بخشم و قانون بخشش را فرا می خوانم و خود را در پناه لطف الهی قرار می دهم جالب اینکه فردای همان روز اون همکاران سابق به من زنگ می زنند و به من پیشنهاد یک کار جدید می دهند.... همه را می بخشم و همه من را می بخشند ؛ همه دروازه ها به ناگاه به رویم گشوده می شوند تا خیر و صلا حم بسویم آید. به نظر من اسکاول شین یا آدم های دیگه ای از این دست چون قانون را اجرا می کنند پس از چندی یه یک سطح خوب از هشیاری رسیده اند که خواسته هایشان اجرا می شود ما نیز می توانیم به این سطح برسیم کافی با یک سرعت خوب و آهسته ولی پیوسته شروع کنیم و با یک یا دوبار شکست یا دیر به نتیجه رسیدن مایوس نشویم من ایمان دارم که می شود........ شما هم می توانید ....... یکی از دوستان عزیزمان دچار سانحه ای شده است .... از همه دوستان التماس دعا داریم ........ سوگند عزیز را می گویم در اتاقک خاموشم-سوگند عزیز



