چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
How To Play With Life
فکرتون رو از کسانی که ازشون دلخوری دارید یا از اونها نفرت دارید
خالی کنید.چون هرچه بیشتر به اونها فکر کنید، بیشتر اونها و رفتارهای
بدشون رو به خودتون جذب می کنید. حتی شما می تونید طرز تفکرتون رو در باره
ی آنها عوض کنید و اینقدر به این طرز تفکر ادامه بدید تا آنها تبدیل به
همان چیزی بشوند که شما دربارشون فکر می کنید. ذهن سه بخش دارد: - نیمه هشیار: چون بخار یا برق است . بدون مسیر و جهت، هر فرمانی به آن بدهند همان را انجام می دهد؛و توان فهم و استنباط ندارد. - ذهن هشیار : ذهن نفسانی یا فانی گویند. - هشیاری برتر : یعنی آن ذهن الهی که درون هر انسانی است و قلمرو آرمانهای عالی و عرصه طرح الهی جایی هست که جز تو هیچ کس نمی تواند آن را پر کند . اما بسیاری از مردم ، بی خبر از غایات یا تقدیر راستین خود ، برای چیزها و اوضاعی می کوشند که از آن آنها نیست و اگر بدست آیند جزء شکست و ناخشنودی حاصلی به بار نخواهند آورد. مثلا زنی نزدم آمد تا برایش دعا کنم که با مردی معین (که اورا الف.ب.می خواند) که به او دلباخته بود ازدواج کند. به زن گفتم که این نوع درخواست بر خلاف قانون معنویت است، اما شفاعت می کنم با کسی که خدا برایت می خواهد و اراده می کند ازدواج کنی. آنگاه افزودم :"اگر الف.ب.بنا به حق الهی از آن تو باشد،نمیتوانی اورا ازدست بدهی،اگرنه همطرازش را به دست خواهی آورد."اغلب الف .ب . را می دید اما در رابطه بین آنها بهبودی حاصل نشده بود.تا اینکه یک روز عصر به من تلفن زد و گفت می دانی که در سراسر هفته گذشته الف.ب.برایم موجودی جالب توجه نیامده!!" "کسی که به قوه تخیل خود آموخته
باشد که تنها نیکی را تصویر کند و ببیند ، خواهد توانست به همه مرادهای بحق دلش
برسد خواه سلامت ، خواه ثروت ،خواه محبت ، خواه بیان کامل نفس، ویا هر آرمان بزرگ
دیگری که باشد" بعضی موقعه ها آدم با خودش می گه چرا خدا ما رو توی یه همچنین برزخی قرار میده مگه خدا بخیل است؟؟!! ، چرا من پول یا خونه ندارم چرا من به اون چیزایی که می خوام نمیرسم ............... فکر کنم این موقعیت و این سوال ها برای همه ما پیش اومده . ولی نویسنده این کتاب خانم اسکاول شین انگار این سوالها رو برای خودش و خیلی های دیگه حل کرده ، خیلی ها که با درسهایی که اون بهشون داد واقعا متحول شدند و موفق شدند من هم چیزهایی رو یاد گرفتم و به موفقیتهایی رسیدم و حالا می خوام تجربیات کسب شده خودم رو با شما در میان بگذارم و همچنین درسهای خانم اسکاول شین و خیلی از مردان و زنان موفق دیگرو تا با هم دیگه رشد کنیم اگر چشم امیدتان بخدا باشد، در این فصل به
خواننده آموزش داده می شود که زندگی یک بازی قاعده مند بیشتر نیست. قاعده بازی : پرورش قوه تخیل است ، "کسی
که به قوه تخیل خود آموخته باشد که تنها نیکی را تصویر کند و ببیند ، خواهد توانست
به همه مرادهای بحق دلش برسد خواه سلامت ، خواه ثروت ،خواه محبت ، خواه بیان کامل
نفس، ویا هر آرمان بزرگ دیگری که باشد" اگر شما فیلم راز را دیده باشید حتما این موضوع برای شما روشن
تر است ؛ که چیزی که شما غالبا
تصور می کنید برای شما اتفاق می افتد. بیایید به زندگی واقعی خودمون نگاه کنیم ، دقیقا به اون
چیزهایی که داریم ، آیا شما با این نظر موافق هستید که چیزهایی که توی زندگی شما
هست دقیقا همان چیزهایی است که شما در گذشته به اونها زیاد فکر می کردید یادتون
باشه که گفتم فکر می کردید یا تصور . برای خود من خیلی اتفاق افتاده که دقیقا به همون چیزهایی که
فکر می کردم رسیدم و چیز جالب اینکه به چیزی که با اشتیاق بیشتری فکر می کردم
زودتر رسیدم . "هر آنچیزی که احساسش کنید به
واقعیت می پیوندد" "بخواهید
تا به شما داده شود،بطلبید تا برآورده شود ،بکوبید تا برای شما باز کرده خواهد
شد." موج معنویت در آمریکا از اوایل قرن
بیستم با ظهور زنان و مردان عرفان گرا آغاز شد و در نیمه دوم قرن بیستم ثمره داده
و همه گیر شد، و حتی کلیسا ها را دچار تحول کرد. فلورانس و اسکاول شین نویسنده امریکایی این کتاب به یک خانواده قدیمی
فیلادلفیایی متعلق بود ، سالیان بسیاری در مقام هنرمند (نقاش) و متا فیزیسین و
خطیب ، نامی بلند اوازه داشت و با خدمت بزرگ شفا بخشیدن ، هزاران تن از مردمان را در گشودن گره ها و حل
مسائل زندگیشان یاری کرد. کتابهای او نه تنها در امریکا بلکه در خارج نیز کثیر الانتشار بودند و
با مهارتی بسیار جای خود را در دور افتاده ترین دهکده ها یا دورترین شهرهای
اروپایی و باور نکردنی ترین اماکن جهان باز میکردند.هر روز با کسانی مواجه میشویم
که با خواندن یکی از کتابهای خانم فلورانس اسکا ول شین حقیقت را دریافته اند. بزرگترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی
تکلف و شوخ طبع.هرگز نخواست قرار دادی و ادیب ماب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد. از
این رو هزاران تن که نتوانسته بودند از طریق سنتهای قدیمیتر یا حتی شامختر پیام
معنویت را دریابند - یا دست کم در اغاز راه کتابهای متعارف ما بعد الطبیعه برایشان
چندان جذابیتی نداشت- به او پناه می اوردند.
پس با کلام خود برای خود یک لانه ساخته بود.ذهن نیمه هشیار،حس شوخ طبعی ندارد؛ومردم اغلب با شوخی هایشان تجربه هایی ناخوشایند برای خود می آفرینند.
"هر آنچه آدمی عمیقا احساس یا به روشنی مجسم کند بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد ، و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می شود.
ذهنی بشری است و زندگی را به همان شکلی که به نظر می رسد می بیند.ذهن هشیار بیماری ،فقر ، بلا و تنگدستی را می بیند و بر ذهن نیمه هشیار اثر می گذارد
زیرا هر انسانی صاحت طرحی الهی است که افلاطون آن را "الگوی کامل " خوانده است.
کاری هست که جز تو هیچ کس قادر به انجامش نیست.
ask and it will be given to you,seek and you will find,knock and the door will be opened to you.


هیچ موقع شده که واقعا گیر کرده باشید توی یک موقعیتی افتاده باشید که هیچ کسی نیست که کمکتون کنه و منتظر باشید که معجزه ای رخ بده و پاسخگری پیدا بشه که به مشکلات شما پاسخ بده ، بگه هی پسر یا دختر این کارو بکن ، اینجوری رفتار بکن تاهمه چیز روبه را بشه .
هیچ چیز انقدر عجیب نیست که راست نباشد.
هیچ چیز انقدر عجیب نیست که پیش نیاید.
و هیچ چیز انقدر عجیب نیست که دیر نپای.
زندگی بازی بزرگ دادو ستد است زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد.یعنی هر
آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت؛و هرچه
بدهد باز خواهد گرفت.
سردمداران این نهضت؛ چارلز فیلمور و
خانواده فیلمور، اِِما کورتیس هاپکینز، و خانم فلورانس اسکاول شین و کاترین پاندر
و.... می باشند که هر کدام در جای خود سنگی از این بنا را نهادند، و بانیان تاُسیس
کلیساهای وحدتی هستند ، در این کلیساها از هر مذهب و مسلکی آدمها جمع می شوند و به
سخنرانی گردانندگان این نهضت که از وحدت و عشق و معنویت انسان و... صحبت می کنند،
گوش می سپارند و در خاتمه برای صلح جهانی و آرامش و سلامتی و هدایت همه انسانهای
زمین دعا می کنند.
خانم فلورانس اسکاول شین در مجموعه چهار کتاب خود که در ایران نیز بنام چهار اثر
از اسکاول شین، چاپ شده و چنان فروشی یافته که تا چاپ پنجاه نیز رسیده و واقعاً
کتابی ارزشمند است و بودنش در هر خانه ای ضروری، تا وقتی زیر بار مشکلات زندگی خم
می شویم امید دوباره و انرژی حرکت و سازندگی بدهد و موج مثبت و عشق را در زندگی
آدمی جاری بسازد، علاوه برآن به زبان بسیار ساده و روان لب کلام و عصاره عرفان را
بیان می کند و قدرت روح آدمی را و جایگاه خلیفة الهی او را یادآور می گردد و با
نفوذ کلامش چنان در جان آدمی رخنه مي نمايد که آدمي باور می کند و ایمان می آورد
که می تواند ، آری حقیقتاً می تواند آنی باشد که می خواهد و قرار است باشد و بجایی
می تواند برسد که جایگاه رفیع انسانیست است.
ادامه مطلب
سالیان سال در نیویورک ما بعد الطبیعه تدریس میکرد. افراد بیشماری در کلاسهایش
شرکت میجستند و از این طریق پیام معنویت را به گروهی وسیع میرساند.


