
وقتی بار اول کتاب اسکاول شین را خواندم یه کم شک کردم به نویسنده
البته این شک نه به محتوی کتاب بلکه به اینکه خواسته های آدمی به سرعت
تحقق پیدا کند بود....
چرا ؟
مثلا شما کتاب را که می خوانید تعجب می کنید ! که خانم اسکاول شین می گه :
خانمی مشکلی داشت و نزد من آمد من نیز دعایی برای وی کردم و مشکل شخص
ظرف مدت کوتاهی برطرف شد ....!
شخصی که سالها بود دچار مشکل بود با یک کلمه تاکیدی درمان شد !
برای قلان شخص که چندین ماه بود دنبال کار می گشت با تکرار و تمرکز ذهنی
تونست به کار مورد علاقه اش برسد
یا خیلی دیگر از این موارد .....
خلاصه همینطور که کتاب رو می خوندم به این شک داشتم که خواسته های آدمی اینقدر سریع
شکل بگیرند ...
اما یه چند وقتی که کتاب را پیوسته می خواندم چیز های خوبی رخ داد ...
مثلا من با تعدادی از همکاران سابقم دچار مشکل شده بودم و از آنها حسابی کینه به دل گرفته بودم
یه شب یادم می آد واقعا عصبانی بودم که ا شروع کردم به خواندن کتاب....
خیلی از مواقع شده که من مثل دیوان حافظ کتاب را باز می کنم و فصلی از آن را می خوانم
درون شب هم همین کار را کردم و فصل بخشش آمد ...
اسکاول شین توی این فصل صحبت از زنی می کند که با اینکه خیلی خوب تئاتر بازی می کند اما بدلیل
کار شکنی یکی از همکارانش از کار اخراج می شود
اون زن از آن شخص کینه به دل می گیرد و همین کینه با عث می شود که دچار یک بیماری نا علاج شود
هر چه سعی می کند نمی تواند مریضی اش راخوب کند چون کینه از آن مرد سراسر وچودش را در برگرفته بود
با صحبت با یک معلم معرفت در می یابد که علت اصلی مریضی اش همان کینه است
شروع می کند با خودش کار کردن و در یک شب که تا صبح بیدار بوده و مشغول عبادت بالاخره می تواند آن شخص را ببخشد
و جالب اینکه مریضی اش نیز پس از چندی خوب می شود
این داستان را که خواندم من نیز همکاران سابقم را بخشیدم و به قول اسکاول شین
من دیگران را می بخشم و قانون بخشش را فرا می خوانم و خود را در پناه لطف الهی قرار می دهم
جالب اینکه فردای همان روز اون همکاران سابق به من زنگ می زنند و به من پیشنهاد یک کار جدید می دهند....
همه را می بخشم و همه من را می بخشند ؛ همه دروازه ها به ناگاه به رویم گشوده می شوند تا خیر و صلا حم بسویم آید.
به نظر من اسکاول شین یا آدم های دیگه ای از این دست چون قانون را اجرا می کنند پس از چندی یه یک سطح خوب از هشیاری رسیده اند که خواسته هایشان اجرا می شود
ما نیز می توانیم به این سطح برسیم کافی با یک سرعت خوب و آهسته ولی پیوسته شروع کنیم
و با یک یا دوبار شکست یا دیر به نتیجه رسیدن مایوس نشویم
من ایمان دارم که می شود........
شما هم می توانید .......
نوشته شده توسط aliakbar در چهاردهم تیر 1387 ساعت موضوع شما می توانید | لینک ثابت

یکی از دوستان عزیزمان دچار سانحه ای شده است ....
از همه دوستان التماس دعا داریم ........
سوگند عزیز را می گویم
در اتاقک خاموشم-سوگند عزیز
نوشته شده توسط aliakbar در دوازدهم تیر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت

زندگی سخت ساده است.
خطر کن !
وارد بازی شو !
چه چیزی از دست میدهی ؟
با دستهای تهی آمده ایم
و با دستهای تهی خواهیم رفت
نه چیزی نیست، که از دست دهیم
فرصتی بسیار کوتاه به ما داده اند
تا ترانه ای زیبا بخوانیم
و فرصت به پایان خواهد رسید
آری
اینگونه است که هر لحظه غنیمتی است
>> اشو <<
از این وبلاگ قشنگ
http://www.tarannom-pb.blogfa.com/>
نوشته شده توسط aliakbar در ششم تیر 1387 ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

چهار اثر از فلورانس اسکاول شین
دعا می کنیم سوگند عزیز هرچه زودتر حالش خوب شود..
..................
هرکس کارش را به درستی انجام دهد به آرزوهایش می رسد... امام علی علیه الاسلام
----------------
بیست و شش ساله
اهل تهران
بالاخره یک روز باغبون می شم .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
مقدمه
سخن جاوید
چرا این وبلاگ را ساختم
بازی
قانون توانگری
قانون تموج
قانون جذب
سخنرانی دکتر قمشه ای
قانون خلا
قدردانی
بخشش
درست طلبیدن
دوستی
امید دادن
مورچه
داستان
قانون عدم مقاومت
قانون کارما
شمش طلا
حق الهی من ...
شما می توانید
دوستان
مصلوب تو (فاطمه عزیز)
آموزش پالایش تن و روان
صدای آشنا
خیابانهای سرد شب...
مثبت من
عکسهای علمی
نگین سبز(مهدی عزیز)
دوست ورزشی(پیروز عزیز)
فـــــــــــرزند باکـــــــــــره
رازهای سر به مهر آفرینش
قانون جذب
آبی به رنگ آرامش
صوفیان
نیایشهای شبانه
من تنها
رهگذر مهتاب
درخت آدامس
ایران سهراب
دست نوشته هاي يك جادوگر
استاد فقید دکتر الهی قمشه ای
مثلث برمودا
تارمیتا باورد
مهدی=-=-دفتر عشق(مهدی عزیز)
بانک اطلاعات من
وایسا دنیا ... من می خوام پیاده شم ...
دختر شیطون
شب بارانی
انسانم آرزوست
دخترک کبریت فروش
برق و موتود
هر چیز که خدا بخواهد
یک فنجان قهوه-هبه عزیز
تفكر مثبت-گیلدا عزیز
از آنتونی رابینز تا موفقیت
رنگین کمون
بپرس تا بهت بگم(پدرام عزیز)
مدیریت صنعتی
یه جیب پر از نخ رنگی و گل یاس
در اتاقک خاموشم (سوگند عزیز)
صدای آشنا1
تزئینات
قروقاطی (عسل عزیز)
لینکستان ادبیات و موسیقی
آموزش کامپیوتر
هفت شهر عشق
گفتارهای حکیمانه
جادوگر افسانه ها(مریم عزیز)
خداوند کجا نیست - هاتف عزیز
امپراطور سزار مسلمان
behy4fun!!!!! پسر خوب
آینه تنهایی
خدا_عشق_اميد-زهرای عزیز
سلام-مسعود عزیز
بانوی سپید پوش-لیلی عزیز
ماندگار -داداش حسین
عشق یخ زده - فاطمه عزیز
عکس -عشقولانه-شبنم عزیز
تنهای تنها-محمد عزیز
فردوسی نامه
دل نوشته های مجردی-زهرای عزیز
دیوار سیاه و سفید
تمثیلی از موفقیت-وحید عزیز
یادداشت های روزانه
یوسف گمگشته...
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
طراح قالب
POWERED BY